ميرزا محمد على وفا زواره اى

15

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

مىبرد كه مدّتى شاگردىاش را كرده و داراى بيانى گيرا بوده است ، از همين رو ، عوام نيز در درسش شركت مىجستند . مقصود از اين سيّد يوسف ، حكيم مازندرانى ، فرزند ميرزا حسين نورى - منتظم لرستان عربستان - است كه بر خلاف پدر ، رداى دانش را به جبّه سياست نباخت و از حكماى مشهور روزگار آن زمان به شمار مىآمد . او در 1295 قمرى فوت كرده است . « 1 » در سال 1215 ه ق - يعنى بيست‌سالگى وفا - يكى از اعراب عامرى ، به نام حاج لطف على خان عرب ترشيزى « 2 » ، كه در حدود خراسان متوطن بود و از ارث ، در ولايت اردستان صاحب ضياع و عقار فراوان بود ، به آنجا آمد و چندى اقامت گزيد . به گمان محيط ، نسبت مادرى كه وفا با اين مرد توانگر و پرآوازه داشت ، باعث آمد كه وى در زواره ، بناى ساختن مدرسهء معظمى را بگذارد و همان املاك موروثى را كه در آن زمان ، بيش از هفت هشت هزار تومان ارزش داشت وقف آن مدرسه كند . « 3 » سپس توليّت مدرسه را براى پس از مرگ خود ، به معلّم زمان كودكى وفا يعنى همان ملا عبد العظيم بيدگلى و پس از او به اولاد او سپرد و وفا را نيز بر وقف و اجراى آن ناظر كرد و در همان سال ، چند ماه بعد از دنيا رفت . بقيه زيست وفا در زوارهء آن ايّام - به‌جز درس - چندان معلوم نيست ، اما از قرينهء اصرار او در سال‌هاى بعد براى تربيت صحيح پسر ارشدش - صفا - و در خط علم واقع ساختن او ( ر ك : تعليقه ش 241 ) و نيز نشانه‌هاى ديگر پيداست مدّتى دل در « افتد و دانى » داشته و عشق مىباخته است . در 1216 ه . ق - سال بعد - درست در ايّامى كه سيّد شفتى به سفرهاى خود پايان داد و وارد اصفهان شد ، به اصرار پدر و پايمردى يكى از مجتهدان هم نام پدرش - آقا سيّد محمّد طباطبايى -

--> ( 1 ) - ر ك : آغا بزرگ تهرانى ، الذريعة ، ذيل نام او و ايضا : بهار ، ميرزا محمّد على : مدايح معتمديه ، نسخه خطى كتابخانه ملك ، ص 191 . ( 2 ) - ر ك : « يك اثر ارزندهء چاپ نشده . . . » نشريه كانون سردفتران ، ش 7 ، مرداد 1354 ، ص 18 ( محيط طباطبايى در يك جا « حاجى لطف اللّه » ضبط كرده كه به نظر مىرسد سهو القلم باشد ، چون خود آن مرحوم نيز در بقيه آثارش از او به « حاجى لطف على » ياد مىكند . از جمله دو شماره بعد همين نشريه : آبان 1354 ، صص 17 - 11 ) ( 3 ) - تفصيل اين موقوفات از اين قرار است : « شش طاق و اندى املاك و باغستان و مجرى المياه قريهء شهراب و ديه حسن‌آباد سفلى و مزدآباد ( هرمزآباد ) پايين . » آتشكدهء اردستان ، ج 1 ، ص 156 ايضا براى شرح مفصّل اين موقوفات و عين وقف‌نامه ر ك : پيشين ، ج 3 ، صص 42 - 638